وداع با یکی از بهترین،دلسوزترین،صبورترین ومهربانترین پزشکان شهرمان جناب آقای دکتر مشیت محمدزاده پزشک اعصاب وروان،وی فریادرس بیمارانی بود که شاید سخترین روزهای زندگی خود را تجربه میکردند.خدا میداندکه تا بحال به داد چند انسان رسیده واز پرت شدن آنها در دره تنهایی جلوگیری کرده است.همین جا با تمام وجودم از لطفی که چندین سال پیش در حق من بنده حقیر داشته اند تشکر میکنم وبرایشان آرزوی موفقیت،بهروزی ودلی شاد وروزگاری سرشار از صداقت وصمیمیت دارم به قول زابلی ها "هر جا بشی اُوتو خنک ونونتو گرم بشه"خداوند پشت پناهتان
میرعرب-سوپروایزر آموزشی






کارگاه آشنایی با وسایل کمک آموزشی در تاریخهای ۱۲،۱۰،۸،۷و۱۳/۱۰/۸۸ به مدت ۴۰ ساعت
دو پودمان از دوره آموزشی حفاظت در برابر اشعه ودوپودمان از دوره آموزشی ثبت وظهور وتفسیر وکار با دستگاههای رادیولوژی در تاریخهای ۲۶/۹/۸۸ و۱۴،۱۳و۱۵/۱۰/۱۳۸۸ ساعت ۱۳
کارگاه مدیریت برنامه ریزی در ۸ جلسه(۶۴ساعت) در تاریخهای ۲۴،۲۳،۱۷،۱۶،۱۰،۹،۳،۲/۹/۸۸
کارگاه ترویج تغذیه باشیر مادر (۲۴ساعت) " ۱۱،۱۲،۱۴/۹/۸۸
کارگاه شناسایی محلولهای گندزدا وروشهای کار باآن ۳۰/۹/۸۸
طنز یک آدم خوش شانس
این مطلب از دکتر آخوندیپزشک محترم بیمارستان امیرالمؤمنین علی(ع)
از بدو تولد موفق بودم،وگرنه پام به این دنیا نمی رسید.از همون اول کم نیاوردم،با ضربه دکتر چنان گریه ای کردم که فهمید جواب های ،هوی است.
هیچ وقت نذاشتم هیچ چیز شکستم بده،پی درپی شیر میخوردم وبه درد دلم توجه نمیکردم!
این شد که وقتی رفتم مدرسه از هم سن وسال های خودم بلندتر بودم وهمه ازم حساب میبردند.
هیچوقت درس نمی خوندم،هر وقت نوبت من میشد که برم پای تخته زنگ میخورد،هر صفحه ای رو هم باز میکردم جواب سئوالی بود که معلمم ازم میپرسید.
این بود که سال سوم،چهارم،دبیرستان که بودم معلمم مرا نابغه می دانست منو فرستاد المپیاد ریاضی!
تو المپیاد مدال طلا بردم!آخه ورقه من گم شده بود ویکی از ورقه ها بی اسم بود منم گفتم یادم رفته اسممو بنویسم!
بدون کنکور وارد دانشگاه شدم هنوز یک ترم نگذشته بود که توی راهروی دانشگاه یه دسته عینک پیدا کردم،اومدم بشکنمش که خانمی سراسیمه خودشو به من رسوند واز اینکه عینکش رو پیدا کرده بودم حسابی تشکر کردوگفت:نیازی به صاف کردنش نیست زحمت نکشید.این شد که هر وقت چیزی از زمین برمیداشتم،یهویکی جلوم سبز میشد واز اینکه گم شده اش رو پیدا کرده بودم حسابی تشکر میکرد.
بعدأ توی دانشگاه پیچید دختر رئیس دانشگاه عاشق ناجیش شده، تازه فهمیدم اون دختر کیه واون ناجی کیه!
یک روز که برای روز معلم واسه یکی از استادام گل برده بودم یکی از بچه ها دسته گلم رو شوت کرد بیرون،منم سرک کشیدم ببینم کجاست که دیدم افتاده توی بغل اون دختره!
خلاصه این شد ماجرای خواستگاری ما والان هم استاد شمام!کسی سئوالی نداره؟
ازهمکاران محترمیکه تمایل به همکاری با واحد آموزش را دارند درخواست میشود مطالب آموزشی وجدید خود را جهت استفاده سایر همکاران به واحد آموزش تحویل دهند.
باتشکر میرعرب سوپروایزرآموزشی
کارگاه آموزشی مراقبت از بیماران مسموم ۱۲/۸/۸۸ "
کارگاه آموزشی پرستاری در اورژانس ۲۵/۸/۸۸ "
خواستم برای اولین بار من هم به نوعی در وبلاگی که برای بیمارستان تهیه و تنظیم کرده ایم (که تقریبا تمامی زحمات آنرا سرکار خانم میرعرب کشیده اند) مطلبی را درج کرده باشم. خیلی خوشحال می شوم که هر نوع نظری که در قالب خدمات و یا بهبود وضعیت فعلی بیمارستان دارید را در این وبلاگ قرار دهید تا مورد بررسی و یا اقدامات لازم قرار گیرد.
با تشکر
دکتر ماهان حق بیان
dr_haghbayan@yahoo.com






